ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

227

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

دويست و بيست و هشت را تا سنه سى و شش كشيد و قبل از رسيدن بتاريخ سال بعد كه بايد در وقت خود شرح داده شود مطلب تاريخى را تمام كرد چنان كه عادت مولف است كه بعضى از مطالب را به آخر مىرساند . چون او درگذشت مسلمين جمع شده عباس بن فضل بن يعقوب را بامارت برگزيدند و بمحمد بن اغلب ( امير كل ) نوشتند ( كه چنين كارى كرده‌ايم ) او هم فرمان امارت را بنام ايشان صادر و ارسال نمود . عباس قبل از رسيدن فرمان امارت خود بغارت مشغول شد ، غنايم و اسرا بدست مىآورد . خود شخصا نمىرفت ولى لشكر مىفرستاد و چون فرمان امارت او رسيد شخصا فرماندهى سپاه را بر عهده گرفت و براى جنگ و غزا لشكر كشيد . يك دسته مقدمة الجيش بفرماندهى عم خود رباح براى قلعه « ابو ثور » فرستاد . رباح رسيد و كشت و گرفت و ربود و برده و غنيمت آورد . عباس هم خود سوى شهر « قصريانه » لشكر كشيد . سوخت و ويران كرد كه شايد بطريق ( امير ) براى مقابله او خارج شود ولى او خارج نشد و عباس ناگزير بازگشت در سنه دويست و سى و هشت باز عباس سوى شهر « قصريانه » لشكر كشيد . سپاهى عظيم همراه داشت غنايمى بدست آورد و ويران كرد و پس از آن « فطانيه » و « سرقوسه » و « نوطس » و « رغوس » را قصد نمود و هر چه در آن شهرها بود ربود و آتش زد و ويران كرد پس آن پيرامون « بثيره » لشكر زد و آن را محاصره كرد . مردم شهر با او صلح كردند به شرط اينكه پنج هزار برده بدهند . در سنه دويست و چهل و سه باز شهر « قصريانه » را قصد كرد . مردم شهر بمقابله او خارج شدند و پس از جنگ گريختند و دوباره به شهر پناه بردند . بسيارى از آنها كشته شدند . بعد از آن سوى « سرقوسه » و « طبرين » و شهرهاى ديگر لشكر كشيد . غارت كرد و زد و برد و آتش افروخت و ويران كرد . سپس « قصر جديد » را قصد و محاصره